تبليغاتX
همین جوری
همین جوری
یادداشتهای دیوانه ای رو به اضمحلال
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
ان مع العسر یسرا
فکر می کنم این روزها بیشتر سخته نه تلخ
+ نوشته شده در 17:24 توسط علی .
شنبه چهاردهم شهریور 1388
چیزهایی هست برای نوشتن که...

...

هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم ٫

همه آن است که یقین ندارم که نبشتنش بهتر است از نا نبشتنش .

*

ای دوست نه هر چه درست و صواب بوُد روا بود که بگویند ...

و نباید در بحری افکنم خویش را ٬ که ساحلش بدید نبود

و چیز ها نویسم بی خود ٬ که چون واخود آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور .

ای دوست می ترسم وجای ترس است از مکر سرنوشت ...

*

حقا و به حرمت دوستی که نمیدانم

که این که می نویسم راه سعادت است که می روم یا راه شقاوت

و حقا نمی دانم که این که می نویسم طاعت است یا معصیت

کاشکی یکبارگی نادانی شدمی تا از خود خلاصی یافتمی

*

چون در حرکت و سکون چیزی نویسم ٬ رنجور شوم از آن به غایت

و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم

چون احوال عاشقان نویسم نشاید ٬ چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید

و هر چه نویسم هم نشاید ٬ و اگر هیچ ننویسم هم نشاید ٬

و اگر گویم نشاید و اگر خاموش گردم هم نشاید و اگر این واگویم نشاید

و اگر وانگویم هم نشاید و اگر خاموش شوم هم نشاید

عین القضات همدانی

 

+ نوشته شده در 13:15 توسط علی .
دوشنبه نهم شهریور 1388
+ نوشته شده در 14:19 توسط علی .
پنجشنبه پنجم شهریور 1388

هرچند سهم ما

  آميزه اي ز سرزنش و ريشخند بود

 حق با صداي توست

 بايد بلند بود .

                                                 عبدالجبار کاکایی

+ نوشته شده در 17:28 توسط علی .
چهارشنبه چهارم شهریور 1388
جهت یاد آوری به برخی از دوستان

یادگرفته ام که:

 1- با"احمق" بحث نکنم وبگذارم دردنیای احمقانه ی خویش خوشبخت زندگی کند.

 2- با"وقیح" جدل نکنم چون چیزی برای ازدست دادن ندارد وروحم راتباه میسازد.

 3- از"حسود" دوری کنم چون حتی اگردنیاراهم به او تقدیم کنم بازهم ازمن بیزارخواهدبود.

 4-  "تنهایی" را به بودن در جمعی که به ان تعلق ندارم ترجیح دهم...

+ نوشته شده در 12:31 توسط علی .