تبليغاتX
همین جوری
همین جوری
یادداشتهای دیوانه ای رو به اضمحلال
پنجشنبه سی ام آبان 1387
حتي اگر ...
ابن مشغله مي گفت : بايد ايستاد ؛ بدون تزلزل ٬ بدون شك ٬ و بدون اضطراب ...

ابوالمشاغل مي گويد : بايد ايستاد ؛ حتي اگر زانوها قدري بلرزد ٬ شك قدري نفوذ كرده باشد ٬ و اضطراب ٬ نيز ٬ ناگزير ٬ قدري ...

اصل ٬ در هر شرايطي ٬ و رد هر شكلي ٬ ايستادن است ؛ چرا كه دوام در ايستادگي ٬ به هر حال ٬ شكل و شرايط را ٬ به سوي انسان ايستاده تغيير خواهد داد ...

+ نوشته شده در 10:22 توسط علی .
جمعه بیست و چهارم آبان 1387
فاصله
گر فاصله ای هست میان من و تو

بردار به لبخندی

بردار به پیغامی

+ نوشته شده در 19:31 توسط علی .
سه شنبه چهاردهم آبان 1387
آب زرشک
مثل این آب زرشکایی که وقتی داری از کوه میای پایین داره بهت چشمک می زنه و با وجود اینکه می دونی اگه بخوریش یه دل درد شدید پیش رو داری ولی بازم می خری و در نهایت لذت می خوریش و البته شبش هم البته دل درد ٬ اما دفع دیگه باز ...
+ نوشته شده در 17:50 توسط علی .
جمعه سوم آبان 1387
زرد و سرخ و ارغواني

زرد و سرخ و ارغوانی
برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
آرزوهای ما نیز

درختان پاییز در خون غنودند
سرودی به یاد بهاران سرودند
ریخت ز چشم شاخه ها
خون دل زمین چو برگ
از همه سو روان شده
اشک خزان ببین چو برگ
ریخته بر زمین سرد
این همه برگ سرخ و زرد
آه بهار آرزو، بر سر ما گذر نکرد

توشه ای از بهاران ندارم
یادگاری ز یاران ندارم
گرد خاموشی و خستگی
روی قلبم نشسته

همچو خزان خموش و زرد
در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
باز به چشم خسته ام

زرد و سرخ و ارغوانی
برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
آرزوهای ما نیز

شعر و آهنگ : امير حسين سام

پي نوشت : بخش اشتراكيات رو افتتاح كردم كه توش لينك آخرين چيزهايي رو كه خوندم و به نظرم جالب بوده مي گذارم ، گرچه نمي دونم چند وقت يه بار مي تونم آپديتش كنم .

+ نوشته شده در 16:33 توسط علی .