بله ... بسیاری از آرزو های انسان ٬ آرزو های کوچک ٬ و آرزو های بسیار بزرگ انسان ٬ هرگز بر آورده نمی شوند .
آرزو ها ٬ سربازان سپاه زندگی ما هستند .
ما برای رسیدن به پیروزی ٬ فوج فوج از خوب ترین و محبوب ترین آرزو هایمان را در تمامی جبهه ها از دست می دهیم : دلاو ران را ٬ مو منان را ٬ پاکبازان را ٬ و شاید آنها را که اگر می ماندند می توانستند جهان را عوض کنند ...
تو هرگز نمی توانی در یک نبرد سهمگین ٬ با شاگردان سخت شرور شیطان رویرو شوی و در امتداد نبرد مداوم و سرسختانه حتی یک سرباز هم از دست ندهی .
عزیز من ! از دست رفتگان ٬ بزرگ اند و عزیز .اما تو حق نداری به عزای ابدی ایشان بنشینی ٬ زیرا در مقابل آنها که در نیمه راه مانده اند یا کشته و مفقود شدند و در برابر چشمان حسرت زده تو پرواز کردند و رفتند ٬ بسیاری از سربازان تو نیز به پیروزی رسیده اند ٬ و بسیاری خواهند رسید ـ اگر نه در زمان تو ٬ در زمان فرزندان تو .
و باز ٬ عزیز من ! ما مجاز نیستیم که در ماتم آرزو های بر باد رفته ی خویش بنینیم ٬ و مویه کنان ٬ قصه سوک انجامی از شکست های ذره بینی خود بسازیم و تحویل دیگران بدهیم .
برای یک سپاه ٬ حتی اگر یک سرباز هم به پیروزی برسد اما آن پیروزی ٬ واقعی ٬ عمیق ٬ ماندگار ٬ و معتبر به اعتبار یک آرمان باشد ٬ کافی ست .
اگر بتوانی ٬ به سادگی و صفای یک کودک ٬ اعتقادی خالصانه داشته باشی ٬ به اینکه دنیا با تو آغاز نشده و با تو به پایان نمی رسد ٬ دیگر مشکل چندانی برای تو ـ که بار سنگین ان همه رویا و آرزو را شب و روز به دوش می کشی ـ باقی نخواهد ماند . و همین اعتقاد ٬ تو را موظف می کند که آرزو های به انجام نرسیده اما گرانقدر خود را به فرزندانت و فرزندان سرزمینت و فرزندان جهان بینی ات بسپاری ...
اگر این چرخ ٬ بعد از من و تو ٬ خواهد چرخید ـ که بی شک خواهد چرخید
بگذا دلیلی یا دلایلی برای خوب چرخیدن در اختیارش بگذاریم .
یادت باشد ! همه آرزو های بزرگ ٬ متعلق به من و تو نیست تا بخواهیم به همه آنها ٬ یکجا برسیم و چیزی برای آیندگان نگذاریم
دنیای بی آرزو ٬ دنیای خوف انگیزی ست
و انسان بی آرمان ٬ انسانی حقیر ٬ بسیار حقیر ٬ و بسیار حقیر ...

۲- از شادی ٬ مستانه قهقهه می زد و انگار اصلا به ذهنش هم خطور نمی کرد که او که امروز به همین راحتی این همه آدم را به این فروخت فردا هم خود او را به دیگری ...