ولی حالا مثل اینکه همه چی باید گفته و نوشته شود تا آدمها خود را ملزم به انجامش بپندارند .
قومی متفکرند اندر ره دین
قومي به گمان فتاده در راه يقين
ميترسم از آنكه بانگ آيد روزي
كه اي بي خبران راه نه آن است و نه اين

مطلب اول آخرین نطق اکبر اعلمی در مجلس بود .
در جائی خواندم که "آزادی از عدالت زاده و با اندیشه سروده میشود، با دیوار شعر و با زندان فریاد می شود، با بیگانه باطل و با استبداد تکه ای نان می شود. آزادی اگر حق است گرفتنی است و اگر هزینه دارد پرداختنی است.
متن کامل را اینجا بخوانید.
مطلب دوم هم یک کار آماری روی تعداد آرای انتخابات مجلس بود . گر چه نتیجه گیری اش را قبول ندارم. فکر می کنم با استفاده از همین آمار می شود به وضوح دید که اگز همه شرکت می کردیم به راحتی می شد برنده باشیم ٬ وقتی میانگین آرای انتخاب شدگان قطعی حدود ۵/۴ درصد کل واجدین شرایط است.
این مطلب را نیز اینجا بخوانید.
یغما
بگذریم ٬ می نویسمش ٬ احتمالا خودتون می فهمید چرا ...
نه چه زحمتی ... نشریه مال همه مونه . من خودم دوست دارم برا نشریه مون کار انجام بدم.
ضمنا بازماندگان ۸۰ و ۸۱ و ۸۲ ای لطف کنند و به
وبلاگ گروهی فارغ التحصیلان فیزیک دانشگاه تهران
سری بزنند و از برنامه ریزی های جشن فارغ التحصیلی که قرار
است در تاریخ ۸ خرداد ۸۶برگزار شود مطلع گردند.

همه چیزش فرق داشت با هر سال از آن خواب گرفته تا ...
سال نو تون مبارک.
ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها روشنی من گل آب
پکی خوشه زیست
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط
نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
پشت لبخندی پنهان هر چیز
روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پیداست
چیزهایی هست که نمی دانم
می دانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد
می روم بالا تا اوج من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت من پر از فانوسم
من پر از نورم و شن
و پر از دار و درخت
پرم از راه از پل از رود از موج
پرم از سایه برگی در آب
چه درونم تنهاست