تبليغاتX
همین جوری
همین جوری
یادداشتهای دیوانه ای رو به اضمحلال
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
سوداي امپراطوري
رقابت شديدي با هم دارند و هر يكي سعي دارد زودتر خودش را به آنچه كه در سر مي پروراند برساند .
هر روز يك جديد از هركدام مي بينيم و فريب جديد ، ترمز ها را كنده اند و تخته گاز مي روند تا ببينيم كي به ديوار خواهند خورد .
اين يكي با طرحهاي اصلاحي اش و آن يكي با زير سوال بردن همه آنچه كه مانع و سد راه خود در راه رسيدن به امپراطوري اش مي بيند .
رفيق هوگو كه كمي ادب شد اما رفيق محمو فعلا همچنان مي تازد .
چاوز براي تحكيم امپراطوري اش ابتدا تعدادي از طرح هاي اصلاح طلبانه اش كه شامل افزايش اختيارات خود در مقام رياست جمهوري مي شد به رفراندوم عمومي گذاشت و با علم كردن يك دشمن يا همان استكبار جهاني و با تحريك توده ها توانست در راه خود موفق باشد . اما آنگاه كه براي بار دوم سري جديد اصلاحات كه شامل ياست جمهوري مادام العمر خود مي شد به رفراندوم گذاشت اين بار ديگر نتوانست به موفقيت دست يابد .
اما احمدي نژاد با اتهام فساد و ناكار آمدي به گذشتگان ( اعم از دولتها و ...) خود و تبليغ وسيع آن توسط رسانه هاي تحت اختيار خود (كه شامل همه رسانه هاي موجود در كشور به جز يكي دو روزنامه مي شود ) ابتدا آنها را از پيش روي خود برداشت و سپس با تحقير و تقليل جايگاه مجلس ، در نامه اي رسما اعلام نمود كه از مصوبات قوه مقننه تبعيت نمي كند و سپس در بررسي بودجه سال آينده نيز معلوم گرديد كه در مصرف بودجه سال گذشته نيز به صلاحديد خود عمل نموده و به هيچ يك از برنامه ها ي كوتاه مدت و مصوبات مجلس پايبند نبوده و سپس با استفاده از سفرهاي استاني و با دست آويز قرار دادن شعار ( سفر مي كنم پس هستم ( و بزرگنمايي آن توسط همان رسانه هاي تحت اختيار ، ايجاد رضايت عمومي مي كند .
حالا پيش از انتخابات مجلس نيز دوباره قدرت خود را به رخ همگان مي كشد و با استفاده از ابزارهاي قدرت خود شوراي نگهبان و سپاه ( صحبت هاي اخير فرمانهد سپاه را در مورد لزوم و وظيفه نيروهاي سپاه و بسيج در حمايت از اصولگرايان در انتخابات بخوانيد ) به همگان نشان مي دهد كه تكليف مجلس را نيز يكسره كرده .
فكر مي كنيد شيوه هاي پوپوليستي در ايران تا كي جواب خواهد داد ؟
آيا احمدي نژاد هم در مسير خود مانند رفيق چاوز به مشكل بر خواهد خورد يا ...
فكر مي كنيد بعد از مجلس نوبت به چه مي رسد ؟


آنجا كه تو فرعون زماني                                   در تيررس باد خزاني
+ نوشته شده در 19:29 توسط علی .
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
پيش از اينها
پيش از اينهاحال ديگر داشتم
هرچه مي گفتند باور داشتم

پيرها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند
+ نوشته شده در 23:23 توسط علی .
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386
...
من می گم اینجا رو باختی ٬ عمری که رفته نمی آد

تو می گی قصه همین بود ٬ تو یه برگی توی این باد .

+ نوشته شده در 23:5 توسط علی .
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386
امروز ...راهپیمایی ...
۱ - احمدی نژاد : عمو زنجیر باف ...

ملت : بله ...

احمدی نژاد : زنجیر منو بافتی ...

ملت : بله

.

.

- محمود اومده

-چی چی آورده ...

 

وسطای سخنرانی یک همچین چیزایی بود .جالب بودبرام

 

 ۲- آنها به هیچ جیز رحم نمی کنند . یا این طرف جوب یا آن طرف جوب . پس از انتقاد نوه امام از رد صلاحیت های انجام شده سایت منتسب به هواداران دولت در مقاله ای تحت عنوان لپ های گل انداخته سید حسن خمینی او را به رانت خواری در دولت اصلاحات متهم کرد .

+ نوشته شده در 14:30 توسط علی .
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386
صلاحیت من و تو !
من صلاحيت ندارم ، تو صلاحيت داري. من سياهپوستم و تو سفيد پوست . من اگر كاري انجام دهم بنا به خواسته دلم بوده و تو هر تصميمي كه بگيري بنا بر مصلحت و تدبير است من اگر به عرصة سياست بيايم قصدم قدرت طلبي است و تو اگر بيايي نيتي جز خدمت به خلق خدا نداري . من اگر براي 50 نفر در يك محفل كوچك سخن بگويم جنجال تبليغاتي به راه انداخته ام و تو اگر از رسانة ميليوني با صراحت مرا متهم كني روشنگري كرده اي . من اگر جامعه را نسبت به خطرات پيش رويش هشدار دهم ذهن ها را مشوش كرده ام و تو اگر صدها و هزاران ايراني را به بيگانه منسوب كني مردم رابيدار كرده اي .
من ناحقم چون قدرتي غير از كلام ندارم و تو بر حقي چون از هر قدرتي براي اعمال نظراتت بهره مندي . من قابل اعتماد نيستم چون در حلقه قدرت جايي ندارم و تو با ورود در حلقه قدرت از هر پرسشي مصون هستي . من بايد تا فيها خالدون زندگي شخصي ام را براي توبازگو كنم و تو به صرف آنكه در حلقه ياران مورد اعتمادهستي زندگي ات درپرده است . من از فردايم نمي توانم ايمن باشم و تو براي جايگاه نواده هايت هم برنامه داري .
به تو گفته اند حق داري صلاحيت مرا بررسي كني . به تو گفته اند اعتقاد مرا به اسلام اندازه گيري كني . به تو اين حق را داده اند كه ميزان التزام عملي مرا به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي تعيين كني . مي گويند صلاحيت مرا بايد تو احراز كني . يعني تو اين حق را داري كه تشخيص دهي من به اسلام اعتقاد و التزام عملي دارم يا نه . يعني تو اين اختيار را داري كه در ميزان وفاداري من به كشور تصميم بگيري . به تو اين اجازه را داده اند كه درجه پايبندي مرا به قانون تشخيص دهي . اين نظام به تو حقي داده است كه خداوند به پيغمبرش نداد .
اكنون تو در موضعي نشسته اي كه ايمان يا بي ايماني مرا محك بزني . به ياد ندارم خداوند در هيچ فرازي به هيچ فرستنده اي اين حق را داده باشد كه در اين دنيا انسانها را به مؤمن و غير مؤمن ، معتقد و غير معتقد ، ملتزم به اسلام و غير ملتزم به اسلام و... تقسيم كند .
اما چه كسي صلاحيت خودت را تأييد مي كند؟ تو خودت از كدام صافي عبور كرده اي كه معلوم شده است به اسلام اعتقاد والتزام عملي داري ؟ چه كسي به تو تضميني داده است كه نماز ت مقبول است و نماز من نامقبول ؟ چه سندي به دست توست كه جايگاه تو را نزد خداونداز من بالاتر تعيين كرده است ؟ خودت بهتر مي داني كه با عبور از دالان قدرت و با ارتباط بااصحاب قدرت بر آن صندلي قضاوت تكيه كرده اي . خوب مي داني كه اگر حتي در چند محفل خصوصي زبان به انتقاد بگشايي آرام آرام ازليست معتمدين حذف مي شوي و ديگر بر آن مسند نخواهي بود . تو خودت خوب واقفي كه در اين كشور با چه سرعتي هر سال عده اي را ازقطار سياست پياده مي كنند . بنابر اين خوب مي داني كه شرط سوار ماندن چيست . مي داني كه در هر زمان بايد از چه كساني تبري بجويي وتلاش كني با خشن ترين تدابير از آنها ياد كني تا كسي در وفاداري تو شك نكند .
سي سال پيش همه با هم بر قطار انقلاب سوار شديم تااز تاريكي يك نظام ديكتاتور غير پاسخگو به روشنايي يك نظام مردم سالار و شفاف سفر كنيم . نمي دانم در آن زمان تو كجا بودي ، كناري ايستاده و تماشا مي كردي ،‌يا مثل امروز معتقد بودي كه هر چه حكومت انجام مي دهد خدشه ناپذير است ؟ شايد اصلاً به اين دنيا نيامده بودي و شايد مثل من به فرداهاي روشني در پرتو يك نظام سياسي مردم سالار و اخلاقي فكر مي كردي . ما همه با هم از كوچه ها و خيابانهاي شهر گذر كرديم و در دالان تاريخي نه چندان طولاني سه دهه از عمرمان را گذرانديم . اكنون تو راهت را چنان تنظيم كردي كه در پشت ميزي بنشيني و در مورد ايمان و اعتقاد من تصميم بگيري و من به راهي رفته ام كه براي ملاقات با تو بايد بيرون بايستم تا حاجب از تو كسب تكليف كند .
درست است كه برادر ،راه ما از هم فاصله دارد . تو معتمدي دراين كشور كساني برات پاكي و تقواي خودرا از خود خدا گرفته اند و من معتقدم انسانها با هر پيشينه اي در هر موقعيتي بري از خطا نيستند . تو بر اين تصوري كه هر چه از ناحيه حاكمان رسد عين حق است و من معتقدم حاكمان عميقاً به نصيحت و هشدار ما نيازمندند . تو بر اين گماني كه همين كه نام اسلام بر يك نظام نهاده شد رفتارها و اخلاق ها اسلامي است و من فكر مي كنم وراي ظواهر اسلامي اين رعايت انصاف و عدالت است كه ضامن حركت صحيح يك نظام خواهد بود .
آري من و تو با هم فرق داريم ، زياد هم فرق داريم . من پس از انقلاب به اينصورت بودم كه بايد گام به گام يك نظام سالم و صالح را پي ريزي كرد و تو فكر مي كردي كه هر چيز كه بر آن نام انقلاب حك شده بود مصون از هر نوع فساد .
من بر اين گمان بودم و هستم كه كشور همواره نياز به اصلاح و ساماندهي دارد و تو بر اين تصوري كه ما در ايده آل ترين نظام سياسي چه نيازي به تغييرات داريم . من از آن آغاز نتوانستم به راحتي چشمم را به روي ناراستي ها ببندم و تو چشم ات را به بالا دست دوختي كه از كدام مسير بروي تا كسي از تو رنجيده نشود . من نگرانم كه قطار مملكت از خط خارج نشود و تو دلواپسي كه تو را از قطار پياده نكنند . من وقتي ببينم مركب كشور مسير را به خطا مي رود فرياد مي زنم و تو با تمام قوا مراقبي كه از مركب به زمين نيفتي .
آري برادر ، تو چاره اي نداري كه مرا رد صلاحيت كني وگرنه خودت پس از چندي رد صلاحيت مي شوي . من و تو قرائت هاي متفاوت و متضادي از وفاداري به نظام داريم . من گفتن انتقادها ، نصيحتها و هشدارها را با تمام تلخي شان مصداق وفاداري به كشور و نظام مي دانم و تو نگراني كه كسي بر تو اخم كند . من متقابلاً صلاحيت تو را براي اداره كشور رد مي كنم . ايران ما در آستانه فرازي خطير از تاريخ خويش به مردان و زنان شجاع و از خود گذشته نياز دارد تا با تدبيري مضاعف دهه ها و قرن ها عقب ماندگي و توسعه نيافتگي را جبران كنند . بي انصافان و عدالت شكناني كه در مسند قدرت تنها به دنبال راهي براي حذف ديگران و ابدي كردن قدرت خود هستند هرگز صلاحيت نشستن بر جايگاههاي مديريت اين جامعه راندارند . البته اگر كساني رأي خود را بر ملت مقدم نمي پنداشتند آنگاه مردم به بهترين وجه معين مي كردند كه چه كسي صلاحيت دارد و چه كسي بي صلاحيت است.

                                                                                                           دکتر احمد شیرزاد

+ نوشته شده در 16:1 توسط علی .