به سلامتی ، خزر را هم پیشکش جانشینان مافیایی تزار کردیم تا به خیال خود ، برای مقابله با آمریکا متحدی دست و پا کنیم . در کنارش طرح چند ده میلیارد دلاری همکاری با چینیها امضا کردیم تا آنها برای اولین بار هم که شده همکاری در فعالیتهای فنی و عمرانی که هیچ تخصصی در آن ندارند را در عسلویه و پروژه پارس جنوبی امتحان کنند . خیلی حقیر شده ایم . این را از سخنان وقیحانه رییس جمهور آذربایجان می شود فهمید که بی پروا قرارداد های تاریخی میان ایران و شوروی را به هیچ جای خودش هم نمی گیرد و رییس جمهور ما خنده کنان نظاره گر سخنرانی نمایندگان دولتهایی شود که تا 200 سال پیش جزو ایالات ایران زمین بوده اند . آدم به یاد تلاشهای چند صد سشاله روسها برای سلطه کامل به خزر می افند . تلاشی که بی آنکه نیازی به پیشه وریها و پسیانها باشد نتیجه داد . یاد شهدای جنگهای ایران و روس بخیر . حالم به هم می خورد از روزهایی که تجربه می کنم . احساس خفگی می کنم
صبر ٬ کار تو خوب زود کند
آب رفته به جوی باز آرد
کارها به آنچه بود کند . ))
گفتم : (( ار آب رفته باز آید
ماهی مرده را چه سود کند ؟ ))
(( فردا پس فردا رو بیا اینجا بابا . بیا کمک کن که از سال دیگه اگه من نبودم شما باید این افطاری رو بگردونین ))
نمی دونم چرا ولی وقتی اونشب اینو گفت خیلی دلم گرفت انگار یه چیزی تو لحن صداش بود که ...
به خودم گفتم هر جور شده باید برم ولی باز مثل همیشه از این کارای مزخرف پیش اومد و نشد .
و حالا اون نیست و تنها چیزی که مونده یه حسرته با یه خاطره .
یادش گرامی .
و آتش اون هم یعنی افسوسی که زبونه می کشه و می سوزونتت !
تو خود بخوان حدیث مفصل .....
اما انگار این جهنم گاهی اوقات خیلی نزدیکه !!!