تبليغاتX
همین جوری
همین جوری
یادداشتهای دیوانه ای رو به اضمحلال
دوشنبه سی ام بهمن 1385
قصه کوتاه
ای دل همه رفتند و تو ماندی در را

کارت همه ناله بود و بارت همه آه

کوتاه کنم قصه که این راه دراز

از چاه به چاله بود از چاله به چاه

                                               قیصر امین پور

+ نوشته شده در 0:25 توسط علی .
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385

كلاغ

...

كلاغها را از دور نگاه مي كنم ، پرنده هاي با وقاري و مغروري كه به استقلال خود پاي بندند . نگاهشان كه مي كنم حس مي كنم هر قدمي كه بر مي دارند سرشار از آزادي و غرور است ، شايد از اين روست كه كمتر كسي دوستشان دارد . نمي توانند به كسي اعتماد كنند ، هميشه به نحو برخورنده اي چپ چپ به آدم نگاه مي كنند و اولين حركتشان در جهت دور شدن از ماست .

...

+ نوشته شده در 14:43 توسط علی .
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385
Elegia Intrrrumpida

من اينك مر گ خانه خود ا به خاطر مي آورم .

چهره ها، امروز در ذهن من گم شده اند ،

چهره ها ، بدون چشم

يا با چشماني تهي كه خيره مانده اند ،

شايد من در آنها به دنبال راز خود مي گردم ،

پروردگار خون ،

كه خون را در من برمي انگيزد ،

پروردگار يخ ،

كه مرا مي بلعد ؟

سكوت آنها ،

آيينه زندگي من است ،

در زندگي من ،

مرگ آنها ادامه دارد :

در ميان اشتباهات آنها ،

من آخرين اشتباهم .

                                                             اوکتاویو پاز

+ نوشته شده در 16:4 توسط علی .
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385
بدون شرح
اجلاس مونیخ
+ نوشته شده در 15:35 توسط علی .
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385

Image and video hosting by TinyPic

شب تا صبح را که درس می خوانی به خاطر فلانی و فلانی

صبح تا بعداز ظهر هم که می دوی دنبال کار یک سری آدم بی شعور که حتی خودشان هم برای خودشان ومحیط اطرافشان کوچکترین ارزشی قایل نیستند .

بعدش هم که ....

پس نوبت خودت کی می رسد ؟

+ نوشته شده در 2:0 توسط علی .
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385
تروريست ها در قعر جهنمند
آيت‌‏الله يوسف صانعي در ديدار كريستين امانپور، خبرنگار شبكه خبري CNN آمريكا با وي، ترور را "بزرگترين جرم" از نظر اسلام توصيف کرد.

اين مرجع تقليد در گفتگو با شبکه سي ان ان گفت: "اسلام به ما اجازه نمي‌‏دهد حتي يك مورچه را زير پا له كنيم، با اين وصف چگونه مي‌‏توان گفت كه اسلام طرفدار ترور و تروريسم است ... اما چه كنيم كه قدرت‌‏هاي تبليغي بزرگي به نفع تروريست‌‏ها فعاليت مي‌‏كنند و مانع از آن هستند كه صداي ما به دنيا برسد."

به گزارش ايلنا، اين مرجع تقليد همچنين با غير ممکن دانستن پيروزي افراطيون حامي تروريسم گفت: "انسان‌‏ها با آدم‌‏كش‌‏ها مخالف هستند و لذا اين جماعت هيچ موقع نمي‌‏توانند پيشرفت كنند و شاهد مثال هم اين است كه هيچ‌‏كس امروز جرأت نمي‌‏كند در جامعه اعلام كند كه طرفدار ترور و تروريسم است، البته نبايد فراموش كرد كه بحث دفاع با بحث ترور متفاوت است."

وي افزود: "كشتن انسان از نظر اسلام بزرگ‌‏ترين جرم است. حتي كساني كه با انتحار مي‌‏آيند و مي‌‏زنند عده‌‏اي را مي‌‏كشند، آن هم به عنوان عمليات انتحاري، اينها در قعر جهنم هستند و در اين خصوص هيچ بحثي نيست اما چه كنيم كه متأسفانه كار به جايي رسيده كه در دنيا امروز عليه اسلام به عنوان حامي تروريسم تبليغ مي‌‏شود."


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 1:31 توسط علی .
شنبه هفتم بهمن 1385
خوبی تنهاست
1- مرد ، آهن گداخته را گرفته و بر آن می کوبد تا به آن شکل شمشیر دهد .

     راحله می گوید : عشق مر کب حرکت است نه مقصد آن ؛ این است سخن حسین ابن علی از زبان اسود آهنگر

                                                                                              ( فیلمنامه روز واقعه)

عاشورا

 2- خوبی تنهاست

    یاران کمی دارد

    برای این ، تا ابد ، هر سال ، هر وقت معین ، باید گریست

    از میان همه تقابل های خیر و شر ، این یکی انتخاب شده که نمادین بماند .

    این غم را گفته اند که جاودانه باشد تا آدمیزاد یادش بماند خوبی تنهاست همه راز این تکرار هر ساله همین است .

+ نوشته شده در 17:47 توسط علی .
سه شنبه سوم بهمن 1385
اعترافات می کنیممممممممممم

هر چه خواستيم اين اعترافات را دودر نموده و از زير بارش شانه خالي نماييم تا هم خدا را خوش بيايد ، هم خلق خدا را و هم خودمان را ، نشد كه نشد . انگار باز هم بايد به دليل ضرب المثل معروف (( خواهي نشوي رسوا       همرنگ جماعت شو )) كه در پست هاي قبلي به شدت تكذيبش كرده بوديم ، ما هم به مانند بقيه بايد شروع كنيم به اعتراف .

 اتفاقا اين چند روز داشتيم مجموعه اي از اعترافات روسو را در كتاب ( خيال پردازي ها ) يش مي خوانديم و كلي جو گير شده بوديم تا مثل او از بيخ و بن اعتراف كنيم ، اما كمي كه فكر كرديم و قدري هم اعترافات ديگر دوستان را خوانديم به اين نتيجه رسيديم كه اين اعترافات با آن چيزي كه ما در ذهنمان بود زمين تا آسمان فرق دارد .

 البته اين را هم بگوييم كه معتقديم آنچه كه هر روز در اين وبلاگ مي نويسيم چيزي جز اعترافات روزانه مان نيست بنابراين چيز خيلي جديدي براي گفتن نداريم ، ولي خوب وقتي كه رياست محترم ديوونه خونه امر مي فرمايند – والبته كمي بعدتر آدم را با خاك يكسان مي نمايند – بايد اطاعت نمود . البته ناگفته نماند كه بعد ترنسيم و محمد رسما و ققنوس سوخته هم مسيجا ( به وسيله پيام كوتاه ) ما را دعوت به اعتراف نمودند . خلاصه پس از كلي فكر كردن به اين كه چه چيزهاي ناگفته اي داريم نكات زير را نگارش نموديم :

شازده كوچولو

 

1- به هيچ وجه به ياد نداريم كه از دوران دبستان تا دبيرستان حتي يك ساعت درسي را نيز در مدرسه غيبت كرده باشيم . هيچ گونه فيلم ، سريال و ... اي هم براي راضي كردن پدر و مادر گرامي قانع كننده نبود تا ما عقده اي بار نياييم و حتي شده يك ساعت غيبت كنيم . به هر حال اين عقده فرو خورده باعث شد در دوران دانشجويي به طور كامل از شرمندگي اين محيط مقدس آموزشي بر بياييم و خيلي( اين خيلي كه مي گوييم خيلي بيشتر از آن خيلي ست كه شما الان در ذهنتان هست ) از واحد ها را به قول دوستان به شيوه پيام نور و به صورت خود آموز پاس نماييم – البته در اين بين نبايد از نقش مهم اساتيد گرام در زمينه علاقه مند كردن ما به رشته تحصيلي مان و همچنين برگزاري كلاسهاي جذاب و مفيد هم يادي نكرد –

 

2- راست مي گويند بعضي ها كه بيشتر مي شناسندمان . ما ايم و كتاب هايمان . شايد جون زندگي مان را از همين كتاب هايمان ياد گرفته ايم و هر جا هم در مانده ايم باز هم به همان ها مراجعه نموده ايم . بنابر اين اعتراف مي كنيم كه شديدا تحت تاثير كتابهايمان هستيم . شايد اين ايده آل نگاه كردن به همه چيز هم زاييده خواندن همين كتاب ها باشد . خلاصه اينكه بدون كتاب هايمان يك روز هم دوام نمي آوريم و بايد هميشه چيزي براي خواندن دم دستمان باشد و متاسفانه يا خوشبختانه ، چه بودنش هم مهم است .

 

3- اراده مان خيلي جاها قوي ست اما در مقابل بعضي دوستانمان كه شديدا هم به آنها وابسته ايم ....             مخصوصا چند تايي شان كه از نوع شدیدا ناباب هستند . اين مژده را هم مي دهيم كه هر وقت الف . ن رييس جمهور محبوبمان اسامي  مفسدان اقتصادي را اعلام نمايد ما هم اسامي اين دوستانمان را به همراه ليست مفاسدشان معرفي مي نماييم .

 

4- اين اعتراف چهارمي هم توضيح اش خيلي سخت و طولاني ست بنابراين باز هم كلام ديگران را عاريه مي گيريم تا قدري اش را گفته باشيم :

من سكوت خويش را گم كرده ام                 گم شدم در اين هياهو گم شده ام

من كه خود افسانه مي پرداختم                  عاقبت افسانه مردم شده ام

 

5- از داشته هايمان تنها چيزي كه برايمان باقي مانده تنهايي مان است كه بعضي ها چشم ديدن همان را هم ندارند .

 

6- دلمان براي خيلي چيزها شديدا تنگ شده ! يكي اش خودمان !

 

راستس من كسي را دعوت نمي كنم چون خودم پدرم در آمد تا همين چند خط را بنويسم .
+ نوشته شده در 1:37 توسط علی .