تبليغاتX
همین جوری
همین جوری
یادداشتهای دیوانه ای رو به اضمحلال
شنبه بیست و هفتم آبان 1385
البرز پر !!!

هي ما مي خواهيم از مود اين رييس جمهور محبوب و دولت كريمه بياييم بيرون ولي مگر مي گذارند .

 

در آخرين اقدام انقلابي رييس جمهور محترم دستور الحاق دبيرستان البرز را به دانشگاه امير كبير داده اند .

قضيه از شب ديدار احمدي نژاد با تعدادي  اساتيد دانشگاه  شروع شد؛ كه عده اي از دوستان قديمي هم دوره اي هايش از او اين در خواست را كردند .

 

 

احتمالا سر ميز شام يك همچين مكالمه اي صورت گرفته :

احمدي نژاد : به!  تو هم كه اينجايي ؟

دوست احمدي نژاد : آره ديگه ماهم بالاخره ...

الف.ن: مگه تو ديپلم ردي نبودي

د. الف.ن : خوب حالا ديگه ضايع نكن حاجي خدا رحمتش كنه پول داد ديپلم ه رو برامون خريد .

الف.ن: خوب چي جوري سر از دانشگاه در آوردي ؟

د. الف.ن : بالاخره ديگه همونجوري كه شما دكتر شدين . بالاخره ما هم سهميه و اين چيزا داشتيم .

الف.ن: خوب حالا كجايي؟

د. الف.ن : من اميركبيرم

الف.ن:خوب به سلامتي

.....

...

.

.

د. الف.ن : مي گم دكتر جون ما كه به جايي نرسيديم ولي شما كه به يه جايي رسيدي و كشكي كشكي رييس جمهور شدي بيا و يه كاري بكن يه مرام برا ما بذار .

الف.ن:چه كاري ؟ بگو حتما در خدمتيم اصلا كار ما خدمت به شما هاست .

د. الف.ن :دكتر جون اين دانشگاه ما خيلي فضاش كمه نه مي شه بعداز ظهرها يه فوتبالي زد توش نه مي شه ...................................................... خلاصه بيا و اين البرز و بگير بنداز سر امير كبير .

الف.ن: نه بابابه اين كشكي ها هم كه نيست نمي شه . البرز آخه كلي قدمت و سابقه و ....

د. الف.ن : نمي شه نه ؟ يادت رفته اون روزها رو كه ...................................

الف.ن:خوب ديگه حالا بسه . بذار ببينيم يه كاريش مي شه كرد يا نه

د. الف.ن : خرابتم دكتر جون .

 

و بدينسان دبيرستان البرزكه فكر مي كنم با سابقه ترين فضاي آموزشي در كشورمی باشد به همين سادگي پر.

روي ديوار ساختمان اصلي تا جايي كه يادم مي آيد روي يك سنگ حك شده بود 1301 يعني مي شود حدود 85 سال قدمت .

 

البرز

خلاصه آن همه خاطره و روزهاي خوش كه داشتيم احتمالا به زودي مي پرد . البته بعد از پخش اين خبر انجمن فارغ اتحصيلان دبيرستان البرز كه طيف گسترده اي از كساني را كه در حال حاضر در نقاط مختلف دنيا داراي كرسي تدريس هستند يا در ايران داراي مناصب گوناگون هستند دو جلسه يكي در ايران و ديگري در آمريكا تشكيل دادند تا به هر طريقي كه شده از اين امر جلوگيري كنند اما مثل اينكه اقداماتشان خيلي اثر گذار نبوده .

 

از اينها كه بگذريم به سالي بيش از 2500 دانش آموز مي رسيم كه سالانه در اين دبيرستان تحصيل مي كنند و در صورت تحويل اين مدرسه به دانشگاه امير كبير دبيرستانهاي منطقه 6 به هيچ وجه نمي توانند اين تعداد دانش آموز بپذيرند .

 

اما احتمالا مثل خيلي از تصميم هاي عجولانه ديگر كه طي اين چند وقت گرفته شده اين بار هم اين تصميم به هر طريق ممكن عملي مي شود  .

 

گرچه اين سالها از آ‹ ابهتي كه البرز قديم تر ها داشت اندكي كاسته شده بود اما هنوز هم پيدا مي شدند از آن معلمهايي تاپی كه با اشتياق فراوان بدون دريافت حقوق و فقط به قول خودشان به خاطر البرزي بودنشان مي آمدند و در اين مدرسه در س مي دادند .

ياد همه اين اساتيد و دوستان به خير .

و درآخر هم اینکه به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم

پي نوشت : جاهاي كه به صورت نقطه چين مي بينيد به دليل مسايل امنيتي و اخلاقي حذف شده است

+ نوشته شده در 15:7 توسط علی .
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385
کاکائو
می خواستم یه مطلبی بنویسم هر چی فکر کردم نتونستم تو ذهنم جمع و جورش کنم و بیارمش رو کاغذ اما یاد یکی از پستهای دیوونه خونه افتادم که دقیقا همون حرفی رو که می خواستم بزنم زده . با اجازه رییس دیوونه خونه پست کاکائو  رو بخونید .
+ نوشته شده در 14:9 توسط علی .
شنبه بیستم آبان 1385
مي گه :فقط بلدي حرف بزني به جاي اين همه حرف كه مي زني و مي نويسي .....




يعني جدي جدي اينقدر به پايانم نزديك شده ام ؟
+ نوشته شده در 23:55 توسط علی .
شنبه بیستم آبان 1385
حرف و دردتان فرق دارد
وزی خواهد آمد که ساده ترین مردم میهن ما

روشنفکران ابتر این کشور را به استنطاق خواهند کشید

از آنها خواهند پرسید که

وقتی ملت به مانند آتش یک اجاق

کوچک و تنها

فرو می مرد

به چه کار مشغول بودند

اتو رنه کاستیلو
شاعر گواتمالایی که با چریک ها در سال 1967 به قتل رسید
+ نوشته شده در 23:53 توسط علی .
سه شنبه شانزدهم آبان 1385
سیاست ما عین دیانت ماست، عجب موجودات بی سیاستی هستیم
+ نوشته شده در 10:17 توسط علی .
سه شنبه شانزدهم آبان 1385
دانشجوی ستاره دار
+ نوشته شده در 10:12 توسط علی .
جمعه دوازدهم آبان 1385
اندیشه مکن که شانه هایت سنگین شود

اندیشه مکن که از کشیدن بار دیگران ناتوانی

در شگفت می مانی از نیروی خویش

در شگفت می مانی، که به رغم ضعف خویش چه مایه توانایی!

" مارگوت بیکل "
+ نوشته شده در 2:59 توسط علی .
پنجشنبه یازدهم آبان 1385
مي‌‏خواهند ميان استادي دانشگاه و فعاليت سياسي يكي را انتخاب كنم
تحت هيچ شرايطي از حق خود براي فعاليت سياسي چشم‌‏پوشي نمي‌‏كنم

*

محسن كديور گفت: تضييقاتي كه امروز در دانشگاه براي من به وجود آمده است، ناشي از يك اراده برتر سياسي است كه پيش از اين توسط قوه قضاييه، دادسراي ويژه روحانيت و سازمان زندان‌‏ها اعمال مي‌‏شد.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، كديور در جمع خبرنگاران با ارائه توضيحاتي درباره صادر نشدن حكم عضويت وي در شوراي تخصصي گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس و اظهارات رييس اين دانشگاه درباره چنين تصميمي، گفت: برخي مطالبي كه ايشان مطرح كرده‌‏اند، براي اولين بار است كه مي‌‏شنوم و به نظر مي‌‏رسد تلاش مي‌‏شود تضييقاتي را كه براي من در دانشگاه به وجود آمده است، در حد مسائل شخصي تنزل دهند و اگر من بخواهم به تك تك اين موضوعات پاسخ دهم، در همان توري مي‌‏افتم كه ايشان پهن كرده است.

كديور ادامه داد: اقدامات امروز ناشي از يك اراده برتر سياسي است كه پيش از اين توسط قوه قضاييه، دادسراي ويژه روحانيت و سازمان زندان‌‏ها اعمال مي‌‏شد اما امروز با توجه به اينكه همه پست‌‏هاي اصلي كشور توسط يك جريان سياسي خاص اشغال شده است، آن تضييقات و فشارها با هزينه كمتر از طريق وزارت‌‏خانه‌‏ها، دانشكده‌‏ها و دانشگاه‌‏ها اعمال مي‌‏شود.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 23:28 توسط علی .
چهارشنبه دهم آبان 1385
برای خودم
بسیار نادرند آدمهایی که رفیق روزهای سختی تواند .

بسیار نادرند آدمهایی که رفیق عصبانیت ها و عصبیت های تو هم هستند .

بسیار نادرند آدمهایی که در روزهای در هم ریختگی و آشفتگی هم همراه تو هستند حتی اگر آنها را مورد عتاب قرار دهی .

بسیار نادرند آدمهایی که فقط به خاطر خودت کنار تو هستند .

بسیار نادرند آدمهایی که در نهایت دیوانگی هایت هم تنها به این فکرند که اگر می توانند حتی کمکی کوچک به تو بکنند نه سوئ استفاده !

پس اگر یکی از این آدمها را گیر آوردی باید دودستی بچسبی تا گمش نکنی .

+ نوشته شده در 12:16 توسط علی .
دوشنبه هشتم آبان 1385
دوباره از صفر
من نمی دونم کدوم آدم بیکاریه بند کرده به ما بی خیال هم نمی شه ! آخه با قالب وبلاگ من چی کار دارین ؟ دیگه فعلا از این بهتر پیدا نکردم شرمنده .

گفتن بهمون ها شوخی شوخی با نماینده تام الاختیار خدا هم شوخی ! ولی باور نکرده بودیم .

البته آدم هر وقت در زندگی درس بگیرد دیر نیست .

دوباره از صفر شروع می کنیم .

+ نوشته شده در 19:44 توسط علی .
یکشنبه هفتم آبان 1385
والسلام !
داشتم یکی از کتابهای اخوان ثالث را می خواندم به شعری برخوردم که دیدم شاید به درد این روزهای ما هم بخورد .

هر که برده ست این خر جفتک پران را روی بام

می تواند هم به پایینش بیارد ٬ والسلام !

+ نوشته شده در 15:19 توسط علی .
یکشنبه هفتم آبان 1385
حيف انسانم ومي دانم تا هميشه تنها هستم
تيكه بر جنگل پشت سر <BR> روبروي دريا هستم <BR> آنچنانم كه نمي دانم در كجاي دنيا هستم <BR>حال دريا آرام و آبي است <BR> حال جنگل سبز سبز است <BR> من كه رنگم را باران شسته است <BR> در چه حالي آيا هستم ؟<BR>قوچ مرغان را مي بينم موج ماهي ها را نيز <BR> حيف انسانم و مي دانم<BR> تا هميشه تنها هستم <BR>وقت دل كندن از ديروز است يا كه پيوستن بر امروز<BR>من ولي در كار جان شستن <BR>از غبار فردا هستم <BR>صفحه اي ماسه بر مي دارم <BR>با مداد انگشتانم<BR> مي نويسم <BR> من آن دستي كه <BR>رفت از دست شما هستم<BR>مرغ و ماهي با هم مي خندند <BR>من به چشمانم مي گويم <BR> زندگي را ميبيني<BR>بگذار <BR>اين چنين باشم تا هستم<BR>

محمد علي بهمني
+ نوشته شده در 15:17 توسط علی .
جمعه پنجم آبان 1385
بوي مرگ در دولت مهرورز
شمارگان دور جدید روزنامه" روزگار" حتی از انگشتان یک دست هم تجاوز نکرد. این روزنامه که پس از سه شماره با دریافت اخطار از وزارت ارشاد مبنی بر نداشتن مجوز سیاسی، صفحات سیاسی اش را حذف کرده بود بدون این صفحات هم فقط توانست دو شماره دیگر دوام بیاورد و توقیف شد.

بعد از انتشار سه شماره از روزنامه ای که توسط تیم شرق منتشر می شد، اخطار وزارت ارشاد موجب شد تا محمد قوچانی به همراه احمد زیدآبادی، رضاخجسته رحیمی و محمد جواد روح از " روزگار" بروند تا عبدالرضا تاجیک سردبیر و صفحات سیاسی هم محو شود. اما این وضعیت نیز دو شماره بیشتر دوام نیاورد و دستور توقیف مجدد" روزگار" رسید و به گفته فرید مدرسی باز" بوی مرگ در تحریریه" پیچید.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 12:0 توسط علی .
دوشنبه یکم آبان 1385
:)
احمدي‌نژاد در نشست مشترك دولت و مجلس :

اينكه مي‌گويند دو بچه كافي است، من با اين امر مخالف هستم. كشور ما داراي ظرفيت‌هاي فراواني است. ظرفيت دارد كه فرزندان زيادي در آن رشد پيدا كنند، حتي ظرفيت حضور 120 ميليون نفر را نيز داراست." ‌ وي تاکيد کرد: "اين غربي‌ها خود دچار مشكل هستند و چون رشد جمعيت‌شان منفي است، از اين امر نگران هستند و مي‌ترسند كه جمعيت ما زياد شود و ما بر آنها غلبه كنيم، به همين خاطر مشكل خودشان را به ديگر كشورها صادر مي‌كنند."

+ نوشته شده در 13:20 توسط علی .