یا حق
شب عيد است و يار از من چغندر پخته مي خواهد
خيالش مي رسد من گنج قارون زير سر دارم
يا مقلب القلوب والابصار،يا مدبر الليل و انهار
يا محول الحول والاحوال، حول حالنا الي احسن الحال
سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است ، نوروز يك جشن ملي است جشن ملي را همه مي شناسند كه چيست ؟
نوروز هرساله برپا مي شود و هر ساله از آن سخن مي رود ...نوروز كه قرن هاست بر همه جشن هاي جشن هاي جهان فخر مي فروشد ، از آن رو "هست" كه يك قرارداد اجتماعي ويا يك جشن تحميلي سياسي نيست ، جشن جهان است و رو ز شادماني زمين ، آسمان و آفتاب و جوش شكفتن ها وشور زادن ها و سرشار از هيجان هر "آغاز".
جشن هاي ديگران غالبا انسان ها را از كارگاه ها ، مزرعه ها ، دشت و صحرا ، كوچه و بازار ، باغ و كشتزارها ، در ميان اتاق ها و زير سقف ها و پشت در هاي بسته جمع مي كند : كافه ها ، كاباره ها ، زيرزميني ها ،سالن ها ، خانه ها ...در فضاي گرم از نفت ، روشن از چراغ ، لرزان از دود ، زيبا از رنگ ، آراستن از گل هاي كاغذي ، مقوايي و مومي ، بوي كندر وعطر و... اما نوروز دست مردم را مي گيرد و از زير سقف ها ، درهاي بسته ، غذاهاي خفه ، لاي ديوارهاي بلند و نزديك شهر ها و خانه ها ، به دامن آزاد و بيكرانه طبيعت مي كشاند : گرم از بهار روشن از آفتاب ، لرزان از هيجان آفرينش و آفريدن ، زيبا از هنرمندي باد و باران ، آراسته با شكوفه ، جوانه ، جوانه، جوانه ، سبزه و معطر از " بوي باران ، بوي پونه ، بوي خاك ، شاخه هاي شسته باران خورده ، پاك ..."
دكتر شريعتي _ اسفند سال 1346
هميشه اين موقع سال يه سر تا خيابون ويلا مي رفتم يه چند ساعتي توي اين كارت فرو شي هاش دور ميزدم و براي دوستان كارت تبريك عيد مي خريدم . اما امسال اصلا حال و هواي عيد ندارم . مي خواستم برم توي خيابونا خريد شايد حس عيد پيدا كنم ، رفتم اما باز هم نشد. نمي دونم . جدي جدي مثل اينكه داره عيد مي آد ها ! توي اين سالها با اين همه مشكلات مخصوص خودش حداقل طبيعت مي تونست حال و هوام رو تغيير بده ولي انگار ديگه حتي طيعت هم منو ديگه به وجد نمي آره . ولي جدي جدي مثل اينكه داره عيد مي آد . پس چرا هيچ احساس خوبي ندارم؟
چند وقتيه مثل تو گوشه گير شده...
با هيش کي حرف نمي زنه، مث تو...
دائم تو فکره، مث تو...
انگاري يه جورايي ناراحته، مث تو...
... چيزه...به گمانم معتاد شده!
آخرين بيل خاك رو سرم خالي كنه ،
زير اون كرباس سفيد
يه نفس راحت ميكشم
به كرماي گشنه بفرما مي زنم
واسه يه خواب بي دغدغه
آماده مي شم
امیدوارم که اونی که این مطل رو براش گذاشتم بخونه و بفهمه .
كوهنوردی هميشه مايل بود به بلندترين قله صعود كند.
او پس از سالهاي سال تمرين و آمادگي ، هنگامي كه قصد داشت سفر خود را آغاز كند، با بياد آوردن شکوه و افتخار تنها به قله رسيدن، تصميم گرفت صعود را به تنهايي انجام دهد. او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي ميرفت ولي قهرمان ما به جاي آنكه چادر بزند و شب را زير چادر به روز برساند ، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاريك شد ...
به جز تاريكي هيچ چيز ديده نميشد . سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نميتوانست چيزي ببيند... حتي ماه و ستارهها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند...
همانطور كه بالا ميرفت ، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود ، پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد........
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس ، تمامي خاطرات خوب و بد زندگياش را به ياد ميآورد . داشت فكر ميكرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش گره خورده است ... بله او وسط زمين و هوا معلق مانده بود ...حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود . در آن لحظات سنگين سكوت ، چارهاي نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن...
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد: "از من چه ميخواهي ؟
" - نجاتم بده .
- واقعا فكر ميكني ميتوانم نجاتت دهم؟
- البته... تو تنها كسي هستي كه ميتواني مرا نجات دهي .
- پس آن طنابی را که به دور کمرت حلقه شده ببُر .
براي يك لحظه سكوت عميقي برقرار شد... مرد با خود فکر کرد:
"چه؟... طناب را ببرم؟... اما دراينصورت حتما سقوط خواهم کرد و خواهم مرد ! " بنابراين تصميم گرفت با تمام توان مانع از پاره شدن طناب حلقه شده به دور كمرش شود...
روز بعد ، گروه نجات گزارش داد كه جسد منجمد شده يك كوهنورد در حالي پيدا شد كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود و او تنها دو متر با سطح زمين فاصله داشت! !
و ما ...؟ ما تا چه حد به طناب خود ميچسبيم؟
کاستی که واقعا دوستش دارم و هرگاه دلم میگیرد با گوش کردنش اندکی آرامش می گیرم . اصلا نمی دانم چرا شاید خاطره ای حسی خلاصه چیزی هست که این احساس را به من می دهد . خلاصه پیشنهاد میکنم حتما گوش کنید.
از آلبوم سیب نقره ای با صدای زیبای کوروش یغمایی
همواره عشق
بی خبر از راه می رسد
چونان مسافری که به ناگاه می رسد
وا می نهم به اشک و به مژگان تدارکش
چون وقت آب و جاروی این راه می رسد
ای کمین گرفته «پلنگانه» در دلم!
آهوی تو کی به کمینگاه می رسد؟
هنگام وصل ما
به باغ بزرگ شب
وقتی که «سیب نقره ای» ماه می رسد
با دیگران
نمی نهدت دل به دامنت
چندان که دست خواهش
کوتاه می رسد
اینک زهی شکوه که نزدت سلام من
با موکب نسیم سحرگاه می رسد
میزگرد اخبار شبکه دو : "سهام اعطا شده به خانواده های محروم ، دارای ارزش ۵۰۰ هزار تومان است ، که هر ساله ۵ درصد از سود سهام بابت ابتیاع آن توسط دولت کسر می گردد "
"به عبارت دیگر اگر شرکت هایی که در این سبد سهام قرار دارند سالانه ۱۰ درصد افزایش نرخ سهام داشته باشند ، ۵ درصد آن بابت پرداخت ارزش سهام کسر شده و ۵ درصد سود باقی به شخص می رسد که با توجه به ارزش ۵۰۰ هزار تومانی سهام مذکور ُ این طرح می تواند برای یک خانواده ۵ نفری سالانه ۱۲۵ هزار تومان ، در آمد ایجاد نماید ! یعنی ماهی حدودا ۱۰۰۰۰ تومان برای خانواده یا ۲۰۰۰ تومان برای هر شخص !"
تنها دوهفته پس از آنکه جورج دبليو بوش رييس جمهوري آمريکا در سخنراني سالانه خود اعلام کرد که ايالات متحده از "اشتياق ايرانيان براي دستيابي به آزادي" حمايت خواهد کرد، وزارت خارجه آمريکا از اختصاص بودجه اي 75 ميليون دلاري براي "ارتباط بيشتر با مردم ايران" خبر داد.
بوش در سخنراني سالانه خود در 28 ژانويه سال جاري گفته بود: "ما مي بينيم درايران دولت مردم خود راسرکوب مي کند، به دنبال سلاح هاي کشتارجمعي وحامي تروريسم است. ما همچنين مي بينيم ايرانيان براي سخن گفتن از حقوق بشر وآزادي ودموکراسي زندگي خود را به خطر مي اندازند وبا ارعاب مواجه مواجه مي شوند. ايرانيان مانند همه مردم ديگر، حق انتخاب دولت وتعيين سرنوشت خود را دارند ودولت آمريکا از اين موضوع حمايت مي کند."
کاندوليزا رايس که در جلسه اي با حضور کميته روابط خارجي سنا، به شرح اهداف دگرگون سازي ديپلماسي آمريکا پرداخت، حمايت از مردم ايران را از برنامه هاي وزارت خارجه در سال جاري عنوان کارد. دراين جلسه که بخشي از سخنان او مربوط به ايران بود وي گفت که بودجه بين المللي وزارت خارجه، USAID، وديگر آژانس هاي امورخارجه درمجموعه بيش از35 ميليارد دلارخواهد بود. وزير خارجه ايالات متحده پيشرفت برنامه هاي دستگاه سياست خارجي در خاورميانه را اميدبخش خواند و از ايران به عنوان يکي از "دشمنان مصمم آمريکا" ياد کرد. او گفت ايران چالش استراتژيک دولت آمريکا است و دولت آمريکا درک جامعي از تهديداتي که ايران به نمايش مي گذارد، دارد. وزير خارجه آمريکا در سخنانش از ايران به عنوان منبع مالي وحمايت کننده تروريسم، ناپايدارکننده خاورميانه، و داراي جاه طلبي هاي ايدئولوژيک نام برد. او اضافه کرد که ايران با رفتارمواجهه طلبانه و متجاوزانه به منزوي کردن روزافزون خود از جامعه بين المللي اقدام کرده است.
به دنبال اين سخنان، و پس از آنکه بسياري از کارشناسان امورخاورميانه، هشدار دادند هرگونه حمله نظامي به ايران ويا تحريم، عملا منجر به محروم شدن مردم ايران از اولين امکانات زندگي خواهد شد، ايالات متحده بودجه اي را که براي پيش از اين به ميزان سه ميليون دلار در سال گذشته براي تلاش در جهت ايجاد دموکراسي در ايران معين کرده بود به 75 ميليون دلار افزايش داد. براساس منابع منتشر شده دراين زمينه، اين بودجه در مواردي مانند تقويت جامعه مدني ايران، افزايش بودجه شبکه هاي تلويزيوني وتقويت رسانه هاي فارسي زبان، تقويت دموکراسي درايران، بورس هاي تحصيلي وافزايش ارتباط ميان مردم دو کشور هزينه خواهد شد. 10 ميليون دلار از اين بودجه به حمايت از فعاليت هاي ناراضيان سيااسي، اتحاديه هاي کارگري وفعالان حقوق بشرداخل وخارج کشور اختصاص خواهد يافت. اين کمک همچنين در اختيار سازمان هاي دولتي براي ايجاد شبکه هايي حمايتي در ايران مورد مصرف قرار خواهد گرفت.
اما دربرنامه اي که براي بودجه ياد شده در نظر گرفته شده است، سهم رسانه هاي تصويري از ديگر بخش ها زياد تر است. 50 ميليون از اعتبار ياد شده به صورت خاص به افزابش پخش برنامه هاي تلويزيوني به زبان فارسي اختصاص خواهدداشت. برقراري يک شبکه 24 ساعته هفت روز در هفته که برنامه هايي را به زبان فارسي پخش مي کند از جمله اين برنامه هاست. با اين بودجه همچنين قابليت ها وتوانايي هاي راديويي موجود براي پخش برنامه هاي فارسي زبان نيز افزايش خواهد يافت. افزايش ظرفيت هاي مخابراتي واتصال به فن آوري هاي ماهواره اي هم در بخش راديو وهم دربخش تلويزيون و پخش درايران از جمله ديگر بخش هاي اين قسمت از حمايت هاي مالي است.
تقويت بنيان هاي دموکراسي، از طريق کمک 15 ميليون دلاري براي حمايت از تلاش هايي که براي توسعه دسترسي به اينترنت مي شود به عنوان ابزاري براي سازمان هاي مدني که درنهايت به تقويت مشارکت درروند هاي سياسي مي انجامد از ديگر بخش هاي اين کمک مالي عنوان شده است. همکاري با سازمان هاي غيردولتي از طريق سازمان هايي مانند موسسه بين المللي جمهوري خواهان، موسسه ملي دموکراتيک وموسسه ملي براي دموکراسي از آموزش هاي مدني وهمچنين کمک به سازمان دادن به اتحاديه هاي کارگري وسازمان هاي سياسي ايراني کمک خواهد کرد.
دولت آمريکا همچنين از طريق کمک مالي در نظر گرفته شده تلاش خواهد کرد، براي دسترسي به جوانان ايراني 5 ميليون دلار را براي آموزش دانشجويان وبرنامه هاي بين المللي که براي ايجاد پلي بين مردم ودوملت در نظر گرفته شده است، اختصاص دهد.
همچنين براي ارتقا ارتباط وفهم متقابل، حمايت از اينترنت وديگر تلاش ها براي دسترسي به فضاي عمومي ايران، 5 ميليون دلار اختصاص خواهد يافت. حمايت از تلويزيون وراديو هاي خصوصي هم از جمله اين برنامه هاست. براي قادر ساختن امريکا و ساير سازمان هاي غيردولتي براي انجام اين فعاليت ها براي مردم ايران در داخل وخارج کشور، وزارت خارجه وخزانه داري در حال فعاليت مشترک بر روي اعطاي مجوزهايي براي دادن اين منابع مالي به اين سازمان هاي هستند. وزارت خارجه آمريکا اعلام کرده است به زودي جزييات بيشتري از اين برنامه را دراختيار افکار عمومي خواهد گذاشت.
وزارت خارجه آمريکا افزوده است که اين کمک ها آغاز راه است ودولت امريکا تلاش خواهد کرد تا براين اساس کمک هاي ديگري را براي مردم ايران درنظر بگيرد.
اين موضوع درحالي اعلام مي شود که جان بولتون نماينده آمريکا در سازمان ملل متحد و از کساني که مدافع اقدام صريح عليه ايران است گفته است "تاخير در اقدام عليه برنامه هاي هسته اي ايران به جمهوري اسلامي اجازه خواهد داد بر ميزان دانش لازم براي غني سازي اورانيوم بيفزايد". درعين حال آمريکا با اختصاص دادن 250 ميليون دلار براي تشکيل جبهه اي از کشورهاي هسته اي جهانف درصدد است تا اين کشورها با ارسال سوخت هسته اي به ديگر کشورها اجازه ندهند فن آوري هسته اي دراختيار کشورهايي که رابرت جوزف معاون وزير خارجه آمريکا آنها راياغي خوانده است بيافتد.
بچه جان تخته سیاه است, نوشتی...نقطه.
گفتنش نیز گناه است ,نوشتی ... نقطه .
بچه جان دیکته امروز همین درد دل است .
و خدا پشت و پناه است نوشتی ... نقطه .
بنویس , آب , نه,نان,نه,سارا
دختری چشم به راه است نوشتی ... نقطه .
بنویسید : پدر خسته که از راه آمد
دست خالیش پر آه است ...نوشتی ... نقطه .
هیچ فرقی که ندارد زمستان و بهار
جامه ام شال و کلاه است , نوشتی ... نقطه .
بنویس :
نیمرو قسمت من بوده و کوکب خانم
لقمه مان نان و گیاه است ,نوشتی ... نقطه.
باز باران زد و آن مرد نیامد ,بنویس!
اشک یخ بسته گواه است , نوشتی ... نقطه .
بنویسید : که آینده که می داند چیست ؟
کار امروز تباه است ,نوشتی نقطه .
بین دارای کتاب من وتو فرقی است
او گدا مال تو شاه است ,نوشتی ... نقطه .
بچه جان , رنگ انار است دل همسایه
خوشی اش گاه به گاه است , نوشتی ... نقطه .
بنویس:
گریه و خنده ی ما سوته دلان وارونه است
فرق در نوع نگاه است , نوشتی ... نقطه .
درس امروز تو نامردی این زندگی است
رنگ این تخته سیاه است , نوشتی نقطه